محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
54
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
آرى ، در نبود يك روش درست اخلاقى ، دزد براى هدفهاى سرقتش فلسفهبافى مىكند و آدمربائى به قربانىهايى كه گرفته است ، مباهات كرده و در مقابل اهل شهر از اينكه توانسته اموال مردم را از راه خلاف بخورد ، به خود مىبالد و برنامههاى تازهء خود و فنون مختلفى را كه براى علاقهمندان به حرامخوارى آماده كرده ، اعلام مىدارد و در چنين شرايطى است كه اغلب به ذهن هيچ فردى تعهّد به قانون و يا آداب عمومى و يا دستور ملّى خطور نمىكند . با چنين وضعى ، تمام قوانين زير پا گذاشته مىشود . . . هر نوع ادب و رفتارى جايز شمرده مىشود . و تمام واجبات تباه مىگردد . البتّه ، برخى از افراد خوشبين اين حالت را تفسير مىكنند بر اينكه اين حالت نتيجه ضايعاتى است كه در اعماق جان هر فردى استقرار يافته و علّت آن سرافكندگى و استمرار آن حالت است ، ديرى نخواهد گذشت كه پس از زوال كابوس شكست از شخصيت عربى ، با اوّلين پيروزى كه بر دشمن صهيونيستى پيدا كند ، از بين خواهد رفت . و اين احتمال مانع نمىشود از اينكه ما بگوييم آزادى با اسلحه ، آثار شكست را از بين مىبرد ؛ امّا جرم و گناه در شكل حرفهاى دشوارتر از آن است كه به مجرّد پيروزى در جبههء نظامى بر طرف شود ، زيرا در اعماق جان صاحبانش نشسته و همچون خونى در رگهاى آنها جارى است و محال است با اسلحه ديگرى جز سلاح اخلاق بتوان شيطان را از پاى درآورد . دولت مصر - بهطور مثال - از جمله مقرّراتى را براى مقابله با چيزهايى كه عنوان حالات بىبندوبارى دارد ، اعلام كرده است . و منظور از آن اعلاميّه ، مبارزه با بىبندوبارى و اختلاس است كه واگيرىاش در مؤسّسات و اماكن عمومى فراوان و ميكروب آنها همه جا پراكنده است . با كدام وسيله ممكن است دولت با اين بىبندوبارى مبارزه كند ؟ تنها براساس تنظيم قوانين جديد كه معايب قوانين جارى را رفع كند ! و چگونه و در چه صورتى قوانين جارى تأثير خود را از دست مىدهند ؟ ! آيا اين تغيير قانون به خاطر نقصى است كه در آن وجود داشته ؛ درحالىكه نقص از ويژگىهاى بشرى است ؟ محتمل است نقص قانون ساخت بشر به انسان برگردد . و يا به خاطر آن است كه مجريان در تطبيق موارد آن موفق نبودهاند ؟ احتمال ديگرى است و هر دو احتمال به يك نابسامانى اخلاقى نامرئى اشاره دارد . بنابراين ، در هر حال درد ما همان درد